چند نکته در مورد جنبش ماهستیم

به نظر من در طول سالها مبارزۀ مردم ازادی خواه با جمهوری اسلامی تنها جنبشی که توانسته در جهات مختلف به توفیق و دستاوردهای اعجاب انگیزی دست یابد، جنبش ملی ماهستیم است و قاعدتاً نتیجۀ همت و پشتیبانی هزاران خانوادۀ خارج از کشور – نه فقط حمایت مالی بلکه حضور فیزیکیبود که توانست شوق و شور را در دلهای مردم ایران بوجود اورد، تا با یاری و همبستگی در مقابل این رژیم جنایت کار ایستادگی کنند. فراموش نکنیم که ما در مقابل یک حکومت با تشکیلات و تجهیزات قوی ایستاده ایم و پیروزی در این نبرد بسیار دشوار است. اما تفاوت های اساسی بین ما و جمهوری اسلامی وجود دارد که درصد بالای پیروزی ما را تصدیق میکند، از جمله اینکه مبارزۀ ما متکی و مبتنی بر باور و اعتقاد ماست ولی مزدوران حکومت به واسطه پول و مواجبی که دریافت میکنند، به مقابلۀ ما میایند و هراینه محتمل است به نظام پشت کرده و به ما بپیوندند. اگر به سیاست های رژیم و وزارت اطلاعات عنایت داشته باشیم، متوجه حیله و ترفندهای انان می شویم که چگونه تمام جنبش های سیاسی داخلی و اپزوسیون را تار و مار کردند و با نفوذ خود در بین افراد نفاق و چند دسته گی ایجاد کردند و چه بسا حرکت های تقلبی و کاذبی را به موازات جنبش های راستین و حقیقی اقامه کردند تا به نوعی حرکت های ازادی بخش را کم رنگ جلوه دهند و یا امید مردم را نسبت به اشخاص ازادیخواه از بین ببرند. با تجاربی که سالها از این رخدادها کسب نمودیم باید با عقل و درایت کار را پیش ببریم و نگذاریم حتی یک لحظه، یک مرتبه، از سُستی یا خطای ما استفاده کنند.
بدون شک یکی از مشکلات اساسی ما همواره اطلاع رسانی در بین تودۀ مردم می باشد و با اینکه اکثر مردم از حکومت ناراضی اند ولی توان یا شهامت اظهار ان را ندارند و توجه داشته باشیم که تنها راه ما انقلاب نیست و برگشت به اتفاق سال 57 و انقلابی دیگر معقول به نظر نمی اید و به نظر من باید به اندازه ای فشار بر جمهوری اسلامی وارد کنیم که ناگزیر به رفراندم ازاد تحت نظارت سازمان ملل تن دهد و یا دست به تغییر قانون اساسی ببرد و با اصلاحات اساسی ماهیت رژیم تغییر یابد. انقلاب تنها راه نجات ما نیست و رسیدن به ازادی و پیروزی به زودی و سهولت میسر نیست و شاید سالها به طول انجامد و ما هیچ گاه نباید به زمان و موقع پیروزی فکر کنیم بلکه فقط و فقط در فکر پیروزی و رسیدن به ازادی باشیم و مدام به خود بگوییم ما می خواهیم به ازادی برسیم و باید برسیم، زمان وقوع ان مهم نیست. مطلب دیگری که حائز اهمیت است فعالیت ما اعضای جنبش برای توسعۀ شعار و هویت این جنبش در قالب شعارنویسی و شعر و نقاشی و موزیک و مقاله و هر نوع طرحی که در جامعه مورد استقبال مردم می باشد قرار دهیم و باید بُعد و نِمای هنری و فرهنگی و اجتماعی به جنبش بدهیم تا اذهان مردم را از انقلاب و شورش و اضطراب در امان بدارد و به نوعی، مورد اعتماد مردم قرار گیرد. اگر اخلاقی کردن رفتار و فعالیت های احزاب در طول تاریخ با موفقیت چندانی روبه رو نبوده است، در حال حاضر و در شرایط اجتماعی ما و عملکرد جمهوری اسلامی، میتواند در جنبش ما تأثیر عمیق و مطلوبی داشته باشد و اگر با وضع اجتماعی مردم ایران اشنایی داشته باشیم این نکته قابل درک است که مردم امروز ایران به واسطۀ انقلاب 57 و اثرات ان، چندان خاطر خوشی از انقلاب و شورش و اغتشاش ندارند و بر همین اساس از هر نوع تظاهرات و اعتراض خشونت امیزی احتراز میکنند، مضافاً عکس العمل جمهوری اسلامی به مراتب از اعتراضات خشونت امیز مردم بیشتر و شدید تر است. منظور من از اخلاقی کردن فعالیت های جنبش همان مبارزات مدنی و فرهنگی میباشد و این نکته در همۀ فعالیتها و تجمعات مردم، طی چند ماه گذشته ملحوظ شده است و جمهوری اسلامی که همیشه و همواره مخالفان را به بهانۀ دین ستیز و تجزیه طلب و برچسب های زیرکانه از صحنه بیرون رانده، امروز درگیر یک جنبشِ بیرون از دایرۀ سیاستهای خود شده و از سرگشتگی و سردرگمی راه مقابله با ان را در توان خویش نمی بیند. به همین منظور ممکن است هدف ما به تعویق بیوفتد و نباید هیچ ناامیدی و اختلالی در تحقق ارمان و هدف ما رخنه کند. نکتۀ دیگر این است که اگر ما خواهان ازادی و دموکراسی هستیم و متناسب با ارمان خود پای در این میدان می گذاریم، از انجام هیچ گونه عملی دریغ نکنیم و ترس و واهمه ای از دستگیر شدن و به زندان افتادن نداشته باشیم و فراموش نکنیم که این جنبش از انِ ماست – هر یک از ما – و متعلق به اقای همایون و اقای بیک زاده و غیره نمی باشد پس اگر کاری انجام می دهیم بخاطر ارمان و هدف شخص ماست. اگر پیروز شویم، پیروزی از ان ماست، اگر به زندان افتادیم مقصر کسی نیست. ما باید یاد بگیریم برای ارمان و اهدافمان هزینه و بهاء بدهیم. ازادی خُورش قیمه و سبزی نیست که مجانی در روضه خوانی ها بگیریم،... باید با چنگ و دندان بدست اوریم. اگر در تجمعی شرکت میکنیم برای خوشی و خرسندی اقای همایون نیست بلکه برای ارمان و هدف خودمان است. بسیاری هستند ناخوداگاه یا اگاهانه! اقای همایون را فراتر از مسئولیت و جایگاهشان قلمداد میکنند. در صورتی که اگاهانه باشد بدون تردید از سوی جمهوری اسلامی است. و گاهی مردم از سر محبت و اظهار عشق و علاقه صفاتی نادرست را به ایشان نسبت میدهند که جمهوری اسلامی سوءاستفاده های بسیاری میکند و ممکن است با تشبث به این صفات در بین دوستان ایشان و همکارانش نفاق بیندازد. اقای همایون شخصی محترم و شریف است که این جنبش به مدد ایشان صورت گرفته و با همکاری و درایت ایشان ادامه میابد این نکته ایست که اقای همایون نیز متذکر شده است و بعد از این نیز به حرفۀ شریف خود، روزنامه نگاری خواهند پرداخت.
یاران باید به ارمانهای جنبش باور داشته و در جامعه از اعمال و رفتار نمونه و شایسته برخوردار باشند و از دروغ و تزویر و خشونت به کلی پرهیز کنند و بدون هیچ خوفی از حقیقت دفاع کنند. جوانان باید قطعاً حضور و شرکت خود را در تجمعات به اطلاع پدر و مادر خویش برسانند و رضایت انان را کسب کنند. در غیر این صورت حضور انان هیچ ارزشی ندارد و قرار و پیمان ما اینست که رفتار درست و صحیح را از خود شروع کنیم و حکومت را نیز وادار به انجام ان کنیم و هراینه اگر ما خود قانون شکنی کنیم، نمی توانیم هیچ انتظار و توقعی از رفتار درست حکومت داشته باشیم. ()