از نظرایرانیان باستان،در ابتدا اهورامزدا عالم ارواح را آفرید و بر آن بی مانع سه هزار سال سلطنت کرد. پس از آن اهریمن از تاریکی بیرون آمده و با اجبار داخل عالم روشنایی شد و چشمان او از نور هرمز خیره گشت هرمز به او صلح را تکلیف کرد واو قبول ننمود،هرمز گفت:پس جنگ کنیم و به اهریمن نه هزار سال فرصت داد زیرا میدانست که غلبه با روشنایی خواهد بود. پس از آن هرمز مشغول آفریدن عالم مادی گردید و در شش دوره آن را آفرید ،انسان در دوره آخری به وجود آمد، آفرینش عالم مادی سه هزار سال طول کشید و در تمام این مدت اهریمن به کلی فاقد قدرت شده بود.پس از آن اهریمن از رخوت و سستی بیرون آمده ومشغول آفریدن چیزهای بد در مقابل آفرینش خوب هرمز گردید ،از این زمان منازعه بین هرمز و اهریمن شروع شد و سه هزار سال طول کشید تا زرتشت به دنیا آمد. با تولد او لشگر اهریمن در سستی افتاد پیروزمندی هرمز همواره در تزاید خواهد بود تا وقتی که اهریمن به عالم تیرگی و ظلمت خود برگردد و آن وقت است که روشنایی سعادت آور تمام عالم را فرا گیرد.
از تعالیم مذهب زرتشت این است که روح فانی نیست و پس از مرگ در مدت سه روز باز لذائذ یا محن ایام زندگانی را دارد ،پس از آن باد آن را می بردو می رسد به پلی موسوم به«چینوت» و آن جا در محضر سه قاضی محاکمه می شود یعنی آن ها اعمال خوب وبد او را در ترازو کشیده از آن رو رای می دهند، بعد باید از پل مزبور که از قله البرز تا رود دائیتیا امتداد دارد بگذرد اگر روح نیکوکار است پل برای او عریض والا تنگ می شود در صورت آخری در دره تاریکی می افتد روحی خوب است باید از سه مرحله بگذرد تا وارد بهترین عالم گردد این سه مرحله مرحله ی اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک است و آن عالم موسوم به «بهشت» می باشد ، روحی که بد است وارد سرای درد و محن می شود. بین بهشت و دوزخ یک حد وسطی هست که آن را «هَمَشَتَگان» می نامند و این سرا جای ارواحی است که اعمال خوب وبد آنها مساوی است و آن جا باید منتظر قیامت باشند. نزدیکی قیامت را شخصی موسوم به «سوشیانت» خبر خواهد داد،این شخص ناجی عالم است واو ارواح را زنده کرده به محاکمه آخری خواهد پرداخت. بعد سیلی از فلز گداخته روی زمین را فرا خواهد گرفت و آن وقت است که جنگ هرمز و اهریمن در می گیرد و پیروزی قطعی نصیب هرمز خواهد گشت.
پس برای رستگاری بعد از مرگ وبرای این که هرکس به قدر قوت به هرمز کمک کند باید سه اصل را پیروی نمود :
اندیشه نیک - گفتار نیک - کردار نیک
از تعالیم مذهب زرتشت این است که روح فانی نیست و پس از مرگ در مدت سه روز باز لذائذ یا محن ایام زندگانی را دارد ،پس از آن باد آن را می بردو می رسد به پلی موسوم به«چینوت» و آن جا در محضر سه قاضی محاکمه می شود یعنی آن ها اعمال خوب وبد او را در ترازو کشیده از آن رو رای می دهند، بعد باید از پل مزبور که از قله البرز تا رود دائیتیا امتداد دارد بگذرد اگر روح نیکوکار است پل برای او عریض والا تنگ می شود در صورت آخری در دره تاریکی می افتد روحی خوب است باید از سه مرحله بگذرد تا وارد بهترین عالم گردد این سه مرحله مرحله ی اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک است و آن عالم موسوم به «بهشت» می باشد ، روحی که بد است وارد سرای درد و محن می شود. بین بهشت و دوزخ یک حد وسطی هست که آن را «هَمَشَتَگان» می نامند و این سرا جای ارواحی است که اعمال خوب وبد آنها مساوی است و آن جا باید منتظر قیامت باشند. نزدیکی قیامت را شخصی موسوم به «سوشیانت» خبر خواهد داد،این شخص ناجی عالم است واو ارواح را زنده کرده به محاکمه آخری خواهد پرداخت. بعد سیلی از فلز گداخته روی زمین را فرا خواهد گرفت و آن وقت است که جنگ هرمز و اهریمن در می گیرد و پیروزی قطعی نصیب هرمز خواهد گشت.
پس برای رستگاری بعد از مرگ وبرای این که هرکس به قدر قوت به هرمز کمک کند باید سه اصل را پیروی نمود :
اندیشه نیک - گفتار نیک - کردار نیک
منبع: ايران،سرزمين جاويد من http://sarzaminejavideman.blogfa.com