زرتشتیان برابر نوشته های اوستایی باور دارند که ده روز مانده به آغاز فروردین ماه هر سال، فروهرهای درگذشتگان، به زمین فرود خواهند آمد، مدت ده شبانه روز میهمان فرزندان و نوادگان خود خواهند بود و در سپیده دم نخستین روز از ماه فروردین به جایگاه مینوی خود باز خواهند گشت.
در فروردین یشت که یکی از بخشهای کهن ادبیات اوستایی است آمده است:
«فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که پیش از هنگام همس پت میدیم از جایگاه خود فرود آیند و در مدت ده شبانه روز پی در پی، در اینجا برای آگاهی یافتن به سر برند»
بنابراین زرتشتیان برای شادی و خشنودی فروهرها درگذشتگان خود که از ده روز پیش از نوروز به زمین فرود خواهند آمد، آماده استقبال و پذیرایی از آنان خواهند شد. و شب آخر سال در پشت بامهای خود آتش می افروزند و چراغی هم به لبه بام خود می گذارند که تا بامداد روشن است. سحر گاه روز اول عید در پشت بامها دوباره آتش افروزی آغاز می شود و با زمزم اوستا به هم می آمیزد. هنگام سرودن اوستا مقداری لرک حاضر است، میوه تازه را پاره می کنند، بوی خوش عود و صندل هوا را خوشبو می کند، شاخه های سرود و مورد و گل در پشت بام حاضر است، مقداری هم در لبه بامها چیده شده است. بمحض دمیدن اولین اشعه خورشید این مراسم پایان می پذیرد، چند شاخه سرو و مورد و گل را روی لبه بام می گذارند، آب و آویشن را هم از پشت بام به پایین می ریزند و سپس از پشت بام پایین آمده مراسم اصلی عید نوروز را شروع می کنند.
برگرفته از:
از نوروز تا نوروز نوشته کورش نیکنام
مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان نوشته اردشیر آذرگشسب
در فروردین یشت که یکی از بخشهای کهن ادبیات اوستایی است آمده است:
«فروهرهای نیک توانای پاک مقدسین را می ستاییم که پیش از هنگام همس پت میدیم از جایگاه خود فرود آیند و در مدت ده شبانه روز پی در پی، در اینجا برای آگاهی یافتن به سر برند»
بنابراین زرتشتیان برای شادی و خشنودی فروهرها درگذشتگان خود که از ده روز پیش از نوروز به زمین فرود خواهند آمد، آماده استقبال و پذیرایی از آنان خواهند شد. و شب آخر سال در پشت بامهای خود آتش می افروزند و چراغی هم به لبه بام خود می گذارند که تا بامداد روشن است. سحر گاه روز اول عید در پشت بامها دوباره آتش افروزی آغاز می شود و با زمزم اوستا به هم می آمیزد. هنگام سرودن اوستا مقداری لرک حاضر است، میوه تازه را پاره می کنند، بوی خوش عود و صندل هوا را خوشبو می کند، شاخه های سرود و مورد و گل در پشت بام حاضر است، مقداری هم در لبه بامها چیده شده است. بمحض دمیدن اولین اشعه خورشید این مراسم پایان می پذیرد، چند شاخه سرو و مورد و گل را روی لبه بام می گذارند، آب و آویشن را هم از پشت بام به پایین می ریزند و سپس از پشت بام پایین آمده مراسم اصلی عید نوروز را شروع می کنند.
برگرفته از:
از نوروز تا نوروز نوشته کورش نیکنام
مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان نوشته اردشیر آذرگشسب
برداشتها و تعریفهای غلط از جشنهای ایرانی !
متاسفانه بسیاری از افراد خواسته یا ناخواسته چیزهایی را در مورد ایران باستان میگویند و صفتهایی را به ایرانیان و نیاکان ما نسبت میدهند كه درست و علمی نیست. از آن جمله میتوان به ، نسبت دادن چهارشنبه سوری به آتش پرستان و ذکر این مطلب که این جشن متعلق به زرتشتیان است و آنها نیز آتش پرست هستند ، اشاره کرد.
متاسفانه این سخنان نادرست و غیر علمی که هنوز با شنیدن نام زرتشت و زرتشتیان به گوش میرسد ، نادرست و توطئهای برای نابود کردن گذشتهی درخشان ایران و سابقه یکتاپرستی ایرانیان است. جای بسی تاسف است که ما ایرانیان درحالی این سخنان را درباره نیاکان خود به زبان میآوریم که سازمان جهانی یونسکو سال 2003 میلادی را ، سال بزرگداشت اندیشههای اشوزرتشت (درود خدا بر او باد) نامگذاری میکند و ایران را با عنوان کشوری معرفی میکند که داری سابقهای سه هزار ساله در پرستش خداست. حال چگونه انسانی که خدا میپرستد ، آتشپرست میشود.« مرکزیت آتش دردرین زرتشتی شاید یکی از شناخته شدهترین جنبههای این دین باشد ، اما بد تعبیر شده است»(1). ما باید بیشتر در مورد تاریخ و فرهنگ گذشته خود بدانیم تا هر كسی هر چیزی كه دلش خواست به ایرانیان باستان و نیاکان ما نسبت ندهد. برای مثال در جنگ تحمیلی ، عراقیها برای آنکه بتوانند توجه دیگر کشورهای مسلمان را به سوی خود جلب کنند ، در تبلیغات خود اعلام میکردند که ، عراق در حال جنگ با آتش پرستان است. البته آنها نیز میدانستند که ایرانیان نه در گذشته و نه در حال ، جز خدای یگانه را ستایش نکردهاند. پس آگاهی از سنن و گذشته خود برای هر فرد یک نیاز است و این مسئله در مورد ایرانیان که دارای تاریخ و فرهنگی بزرگ هستند،بسیار لازم و ضروری است. این ضرورت زمانی بیشتر خود نمایی میکند که بدانیم مستشرقین برای شناخت ایران و فرهنگ آن بیشتر به کتابهایی استناد کردهاند که تاریخ نویسان کشورهایی كه در جنگ از ایران شکست خوردهاند یا با ایران رقابت داشتهاند، به نگارش در آمده است.
نگاهی به روز«چهارشنبه»
پس از تقسیم ماه به بخشهای کوچکتر ، به نام هفته ، برای هر روز نامی انتخاب شد که چهارشنبه یکی از آنها است. «چهارشنبه» ، پنجمین روز هفته ، بین « سهشنبه » و « پنجشنبه » است . اما در مورد این نامگذاری نظرات مختلفی وجود دارد. بسیاری معتقدند که در ایران باستان واژههای شنبه ، یکشنبه و چهارشنبه و ..... وجود نداشته است و ایرانیان برای نامگذاری روزها از نام ایزدان استفاده میکردند، مانند : هرمزد روز ، بهمن روز و...... . اما پس از اسلام، تقسیم بندی ماهها به هفته و هفت روز، صورت گرفت. بر این اساس بسیاری معتقدند، چهارشنبه سوری متعلق به ایران پس از اسلام است. از طرفی نظری جود دارد که نامگذاری روزها براساس ایزدان متعلق به زرتشتیان است. اما، در ایران باستان ادیان دیگری مانند مزدكی ، مانوی نیز وجود داشتند ؛ پس اگر چیزی در ایران وجود داشت كه ریشه آن به دین زرتشت نرسید، نمیتوان گفت ایرانی نیست. ممکن است روزهایی با نام شنبه ، یکشنبه و .... در دیگر دینهای ایران باستان وجود داشته باشد. دکتر "ابوالقاسم اسماعیل پور" متخصص ادبیات ایران باستان و ادبیات و هنر مانوی در اینباره ، میگوید:« البته این كه میگویند ؛ قبل اسلام روز ی با نام «چهارشنبه» نداشتیم ، چندان قطعی نیست . من در متون مانوی كه مربوط به دوران ساسانی است، به متنی بر خورد كردم كه به "دوشنبه" اشاره میكند . شاید در دین زرتشتی چهارشنبه نبوده است ،اما در ادیان و كشورهای دیگر ممكن است وجود داشته باشد. ممکن است این مراسم از طرف مانویان در ایران گسترش پیدا کرده باشد و در ادامه تبدیل به یک جشن ملی شده است».