درود بیکران بر همایون دوست داشتنی ما

آقای همایون خیلی دلم میخواهد نامه ام را برای دیگران هم بخوانید. صحبت > دیروز آقایی که از امارات تماس گرفتند و توجیه میکردند که به چه دلیل > سرمایه اشان را به آنجا منتقل کرده اند مرا وادار به این خواهش میکند > > هموطن عزیزم چقدر خوشحالم که بالاخره آن گوشی را برداشتی و حتی به اندازه > یک گفتگوی تلفنی ، گفتی که هستی > من اطمینان دارم که اگر حتی به اندازه چند برنامه هم صحبتهای آقای > "همایون را شنیده باشی نمیتوانی به ضرورت و نیاز به درک شعار " ما هستیم > پی نبرده باشی زیرا که هر کسی که فقط تا حدودی حتی اندک در مورد تاریخ > ایران بخصوص صد سال اخیر مطالعه ای کرده باشد خواهد فهمید که اصلا فرقی > نمیکرد که بعد از داستان بهمن 57 چه کسی حکومت را در دست میگرفت زیراکه > بازهم خودمان بدست خودمان دیکتاتوری را بر خودمان حاکم میکردیم زیرا که > اصلا یاد نگرفته بودیم که باید همیشه و همیشه و برای همه چیز باشیم > > شاید هنوز هم بسیاری از کسانی که بزبان میگویند " ما هستیم " نتوانند در > پاسخ به سوال اینکه چرا میگوییم " ما هستیم " شما و یا خیلی ها را قانع > کنند اما قطعا روزی خواهد رسید که ادراک معنا و هدف از بیان این دو کلمه > جادویی نه تنها بر تمامی ایرانیان با هرمیزان سن و شعوری آشکار خواهد شد > بلکه این شعار ماورایی ، سرلوحه و الگوی بسیار زیبا و ملموسی برای تمامی > کسانی خواهد شد که نمیدانند چگونه میتوانند تحولی اساسی و راستین در جهت > ارتقای شعور انسانی در جامعه و کشورشان ایجاد کنند > > هموطن عزیزم که صداقت از صحبتهایت هویدا بود، نمیدانی چقدر دوست داشتم که > وسیله تماسی با شما و امثال شما میداشتم تا برایتان وقت بگذارم و توضیح > بدهم که چقدر دیر شده اگر تا کنون اقدامی اساسی برای حمایت و > پشتیبانی در جهت سرعت بخشیدن به بزرگترین تحول شعوری در کشورمان تحت > عنوان " جنبش ملی ما هستیم "، نکرده باشید > > براستی کسانی که به آقای همایون وصله سلطنت خواهی و یا نوکری بیگانه را > میزنند، یا از درد کشنده حسادت نمیدانند که چه بگویند و یا اینکه اصلا با > گوش دل به حرفهای ایشان گوش نکرده اند زیرا چگونه میشود کسی که حتی دست > بوسی و تعظیم را بر هر انسانی زشت و ناپسندیده میداند، بخواهد با آن واژه > های نوکران درباری در مدح و ستایش درباریان و کاخ نشینان سر سازگاری > داشته وبا فدا کردن زندگی و حق حیاتش زمینه را برای آنچه خود روا نمی > پندارد مهیا سازد؟ > > اصلا میخواهم بگویم که واقعا چه فرقی میکند که چه نوع حکومتی داریم و یا > میخواهیم داشته باشیم؟ > > آخر وقتیکه هنوز نمیدانیم و باور نداریم که براستی حاکمان واقعی هر جامعه > مردمان آن میباشند ، و یا وقتیکه هنوز > نمیدانیم و باور نداریم که هیچ خارجی نمیتواند ما را تحت استعمار خود و > فرهنگ خود در بیاورد مگر بدست خود ما و توسط افراد همین کشور، و یا > وقتیکه هنوز نمیدانیم و باور نداریم که که در پیشگاه خداوند و در نظم > هستی هیچ کس از کسی کمتر و یا بیشتر نیست بلکه هر کس فقط در معرض تجربه > خاص خودش قرار دارد ، و یا وقتیکه هنوز نمیدانیم و باور نداریم که پایه و > اساس طبیعت بر مبنای احترام و ادای وظیفه بی منت و پاداش است ویا خیلی > چیزهای دیگر ،آنوقت تورا به هرچه که معتقد هستید بیایید و بگویید آیا > واقعا فرقی بین ولایت فقیه و سلطنت وجود دارد که بخواهیم این و یا آن را > بکشیم و یا تایید کنیم که حالا شهرام همایون بخواهد از زندگی اش بگذرد که > بعد از اینهمه سال مجددا بخواهد برگردد به خانه اول ؟ > > حالابرای اولین بار در تاریخ کشورمان کسی پیدا شده که با کمترین بضاعت > مالی، همفکرانی را با از خودگذشتگی فراوان جمع کرده تا بواسطه دوربین و > تلویزیون کانال یک تلا ش کند تا این سوالات را در ذهن همه بوجود آورد که > براستی > > مگر حاکمان هر حکومتی بجز خدمتگزاران ، چیز دیگری هم میتوانند باشند؟ > > مگر اندازه انسانی کسی که در مقام وزارت و یا ریاست جمهوری و یا پادشاهی > تکیه میزند بواسطه آن عنوان تغییر میکند؟ > > مگر میشود کسی از قبل از تولدش مذهبش را تعیین کنند و حتی اجازه تغییر و > یا اظهار نظر راجع به آن را به او ندهند واو نامش انسان آزاد باشد؟ > > مگر میشود انسان زنده ای باشی و نتوانی بدون ترس از شکنجه و مرگ، در > رابطه با حکومتت اظهار نظر کنی؟ > > مگر میشود انسان سالمی باشی و نپرسی چرا ما با اینهمه ثروت سرشار در > کشورمان اینهمه فقیر هستیم و چرا حسرت بسیاری از امکانات اولیه در زندگی > را با خودمان تا بگور میبریم ؟ > > مگر میشود انسان سالم و حقیقت جویی باشی و از خودت نپرسی چرا ما همه چیز > را زیر و رو کردیم و به آتش کشیدیم که نهایت خفت و خواری را در خانه و > شهر و کشور و در سرتاسر زمین برای خودمان به ارمغان بیاوریم؟ > > مگر میشود اصلا انسان باشی و چون حیوانات درنده ، جوانان به آن زیبایی > با آن درجه از تحصیلات و شعور را تنها به جرم اینکه تورا در حکومت > سلطنتی و یا اسلامی ات مورد سوال و مواخذه قرار دادند مورد وحشیانه ترین > شکنجه ها قراردهی وسپس آنها را بکشی؟ > > مگر میشود توی حاکم که بواسطه ما مردم حاکم شدی تا آنجا پیش بروی که همه > را خفه کنی که نکند کسی بگوید چرا؟ > > هموطن عزیزم ، آنچه که شهرام همایون انجام میدهد پر مسئولیت ترین، سخت > ترین و والاترین پستی است که در هر حکومت زنده و پویایی میتواند وجود > داشته باشد. آن دوربین و آن صفحه تلویزیون دقیقا همان چیزیست که میتواند > بستر سازفرهنگ > فراگیری برای چگونه حضور داشتنمان در زندگی و سرنوشتمان باشد. قطعا او > همه چیز را نه میداند و نه میتواند بداند اما همه ما با حضور و ایفای > نقشمان میتوانیم این ایده ناب و این جنبش بسیار بدیع و حیات بخش را > کاملتر کرده و بجرات میگویم که خواهیم توانست از آن بعنوان مرهمی بر > همه زخمهایمان استفاده کنیم > > هموطنی که در خارج زندگی کرده ای ، شما حتما میدانی که کشورهای توسعه > یافته اجتماعی و صنعتی برای ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی اشان چگونه و > در چه ابعاد گسترده ای سرمایه گذاری میکنند زیرا که بخوبی میدانند تنها > به این وسیله میتوان آسایش و رفاه را برای خودشان و مخصوصا فرزندانشان > فراهم آورند > > هموطن عزیزم آیا متوجه شده ای که زیر بنای مشکلات ما ایرانیان نبودن > هایمان و یا بهتر بگویم پراکنده بودن هایمان بوده است؟ > > حتما خیلی ها در زمان های مختلف هرکدام بخشی از مسئله را مطرح و راه حل > هایی هم ارائه نموده اند اما واقعا چرا تا بحال موفق نشده ایم نه تنها > احترام و شان مناسب با پیشینه امان را فراهم آوریم بلکه با اشتباههای پی > در پی، سیر نزولی و قهقرائی هم داشته ایم تا بدانجا که شما و امثال شما > عزیزان ایرانی، سرمایه اتان را اعم از تخصص و یا پول به هر جایی حاضرید > ببرید بجزکشورمادری اتان ایران > > اما همه شما بدانید دیگر اینگونه نخواهد ماند. حالا که این فریاد برای > فراخوانی تمامی نخبه های کشورمان سرداده شده است ، آیا دلت میاید تو در > این حرکت غایب باشی وخودت و فرزندانت را از لذت این مرهم سازی محروم کنی > ؟ > > ایرانی عزیز به ما بگو بنظر شما ارزش حقوقی و مادی کاری که فراهم آوران > این حرکت که در راس آن شهرام همایون قراردارد به چه میزان میباشد؟ > > آیا فکر نمیکنی حتی اگر همه ما بیشترین پولهایمان را بدهیم تا بهترین > ساختمان و امکانات تلویزیونی را برای این حرکت تهیه نمائیم باز کار برزگی > نکرده ایم؟ > > آیا در نهایت چه کسی و یا چه سازمانی باید این مسئولیت را بعهده داشته > باشد تا وقتش را صرف آگاه سازی و بیدارسازی خویش انسانی همه ما که از > خستگی سالیان سال خفت بخواب رفته است ، بنماید؟ > > آیا میتوانی بگویی این کار چقدر ارزش دارد؟ > > آیا شما حاضری این مسئولیت خطیر را بپذیری و هر آن بر خودت حاضر باشی تا > مبادا خودت به خطا نروی ؟ > > من مطمئنم که اگر هرکدام از شما میتوانست اینکار را بکند تا بحال > انجام داده بود > > همه ماابتدا باید باور داشته باشیم که تنها با احترام گداشتن به یکدیگر > میتوانیم همه را بدور هم جمع کنیم و صد البته شرط اول آن اینست که تمامی > موضع گیری هایمان را در ابتدا بکناری بگذاریم و شروع کنیم به گفتگو > > حال که بخت روی آورده و کسانی این زحمت را کشیده اند ، پس تو هم بیا و > دستت را به دست ما بده زیرا تا ما همدیگر را نیابیم چگونه میتوانیم > تغییری بنیانی ایجاد کنیم؟ > > باور کنید تغییر حکومت یکی از کمترین کارهایی است که در این جنبش بایست > انتظارش را داشته باشیم > > آن ضرورت فوری که باعث میشود تا تلاش کنیم تا یک چنین سازمان و تلویزیونی > را بدون هیچ وابستگی به حکومت داخل و یا خارج و تنها باحمایتهای مالی > مردمی ، زنده و سرپا نگهداریم اینست که ما نیاز داریم تا وسیله ای مطمئن > برای اطاع رسانی و آگاهی رساندن به تمامی اقشار کشورمان در داخل و یا > خارج در اختیار داشته باشیم تا هر کس با هر نوع تفکر و سلیقه و مذهب و > گرایش سیاسی وزبان بتواند آزادنه حرفها و نقطه نظراتش را با رعایت احترام > بگوید تا تحلیلگران و نخبگان کشورمان بتوانند با درایت و شور و مشورت > ریشه های مسائل را یکی پس از دیگری شناسایی و در جهت حل آنها اقدام > نمایند و بطور قطع همه این کارها را شهرام همایون به تنهایی نمیتواند > انجام دهد > > من ایمان دارم که تمامی کسانی که بدون پیش داوری به این برنامه توجه > بکنند همچون من که هرگز برای هیچ گرایش و حزبی قدمی بر نداشتم و > هرگزنتوانستم خودم را عضو این گروه و مخالف با آن گروه بدانم ،بطور مجنون > وار بسوی خود خواهد کشاند زیرا که این بدور هم جمع شدن ویکدیگر را دوست > داشتن تنها نوشداروی زخمهای چرکین و کهنه سالیان سال نفاق و فاصله بین > همه ما ایرانیان است > > باور کنید اگر قرار بود آئینی ، مذهبی ، مکتبی ، ایسمی ، زبانی ، کشوری ، > پیامبری و یا رهبرو پادشاهی از همه برتر باشد حتما آنچه که بعنوان خالق > میشناسیم میتوانست و قدرت آن را داشت که فقط و فقط آن را خلق کند و نه > چیز دیگری > > سرمایه دار ایرانی که الان این کلمات را میشنوی، برای چه میترسی که فقط > اندک کوچکی از سرمایه ات را برای این گردهم آوری و راه جویی مصرف کنی ؟ > تو به هر آئینی هم که معتقد باشی میدانی که بخشی از درآمد شما متعلق به > همه مردم است حالا اسمش را هر چه میخواهی بگذار > > باور کن تا وقتی آن گوشی را بر نداشته و یا تماسی نگرفته باشی که بگویی > تو هم هستی ، لذت آنچه ما چشیده ایم را نخواهی چشید > > تو هم بیا و تو بگو چه راهی بهتر است > > تو بیا و ببین چقدر دوستانی خواهی یافت که آمدنت را خیر مقدم میگویند و > براستی در فردای ایران چقدر ساده در کنار هم خواهیم ایستاد و با هم > خواهیم خندید > > آخ که چقدر خنده در ایران نایاب شده است > > آنقدر نایاب که دوست داشتنی ترین جوانان ما دیوانه وار از داروهای روان > گردان استفاده میکنند تا برای مدت بسیار کوتاهی هم که شده بتوانند ذهنشان > را از اینهمه باید و نباید های ابلهانه و انسان کشانه خلاص کنند و کمی هم > که شده بخندند > ولی اگر تو هم بیایی و همه ما بیایم دیگر نیازی نداریم برای حق خندیدن و > رقصیدن بهای گزاف از دست دادن بهترین جوانهایمان را بدهیم > >

دوستتان دارم >

ما هستیم > >

شبنم پارسی > اسم مستعار است